انواع پله های ساختمانی

مقدمه

طراحي معماري به نيازمند است تا پاسخگوي يك عملكرد مناسب باشد.  پلكان وسيله معمول دستر در بين طبقات ساختمان است.پلكان روشها   و سيستمهايي را بايد طوري ساخت كه امكان  دسترسي اسان و راحت ساده و ايمني را توسط پله ها به بالا و پايين فراهم سازد. 

تعريف پله

پلكان يك راه ارتباطي است كه دو سطح مختلف را به هم ارتباط مي دهد و انسان با انرژي خود ان را طي مي كند .در واقع پله تكيه گاهي براي پا هنگام بالا رفتن است.     

 انواع پله

1- فرم پله

2-جنس پله

3-كاربري

  فرم پله:

 1- راه پله مستقیم                                                      

2- راه پله با پله های مایل                                            

3- راه پله  4/1 چرخش در بالا                                      

4- راه پله  4/1 چرخش در پایین                                    

5- راه پله  4/1 چرخش در بالا و پایین                             

6- راه پله 4/1 چرخش در بالا و پایین در جهت مخالف           

7- راه پله مستقیم با پاگرد                                             

8- راه پله مستقیم با 4/1 دور چرخش                               

9- راه پله مستقیم با نیم دور چرخش                                 

10- راه پله پاسگی همراه با چرخش                                 

11- راه پله با ستون پله باز با پاگرد

12- راه پله  سلطنتی

13- راه پله با سه پلکان مستقیم و یک پاگرد

14- راه پله با چهار پلکان  

15- راه پله  قوسی

16- راه پله سبدی با پاگرد

17- راه پله نیم دور چرخش

18- راه پله بیضی

19- راه پله حلزونی یا مارپیچی

20- راه پله هندسی

 از نظر جنس:

 1- پله های چوبی

 2- پله های فولادی

 3- پله های سنگی

 4- پله های بتنی

5- پله های پلکسی

 6- پله های چوبی-فلزی

 از نظر كاربري:

در اين بخش پله ها از نظر كاربرد در موقعيت مكاني مورد بررسي قرار مي گيرند.  اين مبحث شامل دسته بندي هايي است كه در زير به آن اشاره مي كنيم.

 1) پله هاي آموزشي

2) پله هاي اداري

3) پله هاي تجاري

4) پله هاي فرار

5) پله هاي مراكز تفريحي

6) پله هاي بيمارستان

7) پله هاي هتل

8) پله هاي شهري

9) پله هاي مسكوني

10) پله هاي بيروني

 اجزاء پله

 1- كف پله:

به سطح فوقاني پله گفته مي شود،يعني محل گذاشتن كف پا براي بالا رفتن يا پايين آمدن از پله.

2- ارتفاع پله:

فاصله عمودي كف هاي دو پله متوالي را ارتفاع پله مي گويند.ميزان تغييرات ارتفاع پله به مكان و موقعيت پله بستگي دارد.

3- پيشاني پله:

به قطعه عمودي كه ميان دو كف پله متوالي قرار مي گيرد گفته مي شود

گونه پله: 4-

سطـح بغـل پلـه را مي گوينـد.

عرض پله: 5-

به فاصله بين گونه هاي پله گفته مي شود و به مكان و تعداد استفاده كنندگان از پلكان بستگي دارد.

لب پلـه: 6-

پيش آمدگي كف پله از پيشاني ،لب پله ناميده مي شود. وجود آن موحب بزرگ تر شدن كف پلـه مي شود.

شيار كف پلـه: 7-

در كف پله شيار هايي در امتداد عرض پله ايجاد مي كنند. اين شيار ها از ليز خوردن افراد جلوگيري مي كنند.

 8- رديف يا خيز پلكـان :

به مجموعه پله هاي متوالي بين دو اختلاف سطح رديف پله گفته مي شود. در هر رديف پله حداقل سه پله متوالي وجود دارد.

خط مسير پلـه : 9-

اين خط محل شروع و ختم پله را مشخص مي كند. خط مسير پله در روي پلان و وسط عرض پله ها مشخص مي شود .

خط شـيب پلـه : 10-

اين خط ، لبه پله هاي يك رديف پله را به يكديگر وصل مي كند.

زاويه شـيب پلـه : 11-

به زاويه بين شيب پله با افق ، زاويه شيب پله گفته مي شود . زاويه شيب پله رابطه مستقيم با ارتفاع پله و رابطه معكوس با كف پله دارد.

 12- حجم پلـه :

به ضخامت سقف زير يك رديف پله گفته مي شود.

طول پلـه : 13-

به طول افقي يك رديف پله گفته مي شود يعني از لبه اولين پله تا انتها كف آخرين پله در يك شيب .

پا گـرد : 14-

ايستگاه ما بين پله ها كه براي رفع خستگي ساخته مي شود به پاگرد پله معروف است و حداقل برابر عرض يك كف پله است.

  15- نرده پلـه :

وسيله اي است كه براي جلوگيري از سقوط اشخاص ، در طرفين رديف پله ها نصب مي شود.

16- دست انداز پلـه :

اين وسيله بر روي نرده و به موازات خط شيب پله نصب مي شود .

17- چشم پلـه :

به فاصله بين دو رديف پله گفته مي شود .(يعني شكاف بين دو بازوي پلكان)

سيستم ساختاري :

در اينجا پله ها بر حسب جنسيت و پايه و اساس هايي كه براي نصب ساختار آنها استفاده مي شوند دسته بندي شده اند.

 الف) موادي كه براي ساختار پلكان استفاده مي شوند.

 ب) سيستم نصب و نگهداري پله ها

  الف) موادي كه براي ساختار پلكان استفاده مي شود

1) فولاد

2) بتن

3) سنگ

4) چوب

5) پلكسي

پله هاي فولادي:

ساختار فولادي متشكلند از شمشيري هايي كه از صفحات فولادي فشرده ساخته شده اند. اين پله ها سبكتر از انواع ديگر پله هستند و تنظيم مقاومت در برابر آتش براي اين پله ها خيلي مهم است.

پله هاي بتني:

شكل معمول پلكان بتن مسلح به صورت پلكان ½ گردش مي باشد . در اكثر ساختمان هاي دو طبقه به عنواع پلكان دسترسي يا فرار استفاده مي شود.

پله هاي سنگي:

امروزه به خاطر كمبود و قيمت بالاي سنگ طبيعي اين نوع پله ها از سنگ ريختگي يا بتن ساخته مي شوند. پله ها را مي توان با همان رويه طبيعي سنگي يا بتني باقي گذاشت اما معمولا از نوعي پوشش استفاده مي شود تا سطح ضد لغزشي به وجود آيد.

پله هاي چوبي:

پله هاي چوبي عمر مفيد كوتاهي دارند و در برابر آتش سوزي هم مقاومت كمي دارند اما با روشهاي كامل سازي مي توان تا حد مشخصي آنها را مقاوم كرد. رشته پلكانهاي چوبي در واقع پلكان سنتي خانه هاي دو يا چند طبقه اي هستند كه در آنها مسئله مقاومت در برابر آتش سوزي استفاده از پلكان بتني را ضروري نمي سازد.

بارگذاری

بارهایی که روی ساختمان وارد می شوند یا مستقیمآ به وسیله طبیعت و یا به وسیله انسان ایجاد می گردند. به عبارت دیگر برای بار روی ساختمانها دو منبع اصلی وجود دارد، یکی ژئوفیزیکی و دیگری مصنوعی.

نیروهای ژئوفیزیکی را که نتیجه تغییرات مداوم در طبیعت هستند ممکن است به نیروهای جاذبه زمین، وزن ساختمان خودش ایجاد نیروهایی در سازه می کند که موسوم به بار مرده است واین بار در تمام طول عمر ساختمان ثابت باقی می ماند.

اشکال همیشه در حال تغییر ساختمان نیز تایع اثرات جاذبه زمین است که ایجاد تغییراتی در بارها در طول زمان می کند.بارهای ناشی از تغییرات جوی با زمان و مکان تغییر می کنند و به شکل باد، حرارت، رطوبت، باران، برف، و یخ ظاهر می شوند. نیروهای زلزله از حرکت نا منظم زمین یعنی زمین لرزه ایجاد مشوند.

منابع بارگذاری مصنوعی ممکن است تکان ناشی از حرکت اتومبیل ها، آسانسورها، ماشینهای مکانیکی و غیره و یا ممکن است تغییر مکان افراد، وسایل و یا نتیجه ضربه و انفجار باشند. به علاوه ممکن است نیروهایی در زمان تولید و اجرا در سازه به وجود آبد. پایداری ساختمان ممکن است ایجاب پیش تنیدگی کند که باعث ایجاد نیرو در ساختمان می شود.

منابع بارهای ژئوفیزیکی و مصنوعی در ساختمان غالبآ به یکدیگر بستگی دارند. جرم، اندازه، شکل و مصالح یک ساختمان در روی نیروهای ژئوفیزیکی اثر می گذارند. برای مثال اگر عناصر ساختمان در مقابل تغییرات درجه حرارت و رطوبت نتوانند به آزادی واکنش نشان دهند و گیردار باشند نیروهایی در ساختمان ایجاد می شود.

برای اینکه اطمینان حاصل شود که مشکلات آتی از بین رفته و بازده سازه ای حاصل شده باشد لازم است که مطالعات دقیق جواب تئوری ساختمان به اثرها انجام گیرد. طراح باید نیروها و اثر بارگذاری مربوطه را درک کند تا ساختمان بی خطر و قابل استفاده باشد.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

نکاتی چند در مورد بتن ریزی در فصل سرما

نکاتی چند در مورد بتن ریزی در فصل سرما

اثر یخ زدگی بر بتن تازه:
بتن در دماهای بسیار پایین مقائمت بسیار کمی کسب می کند تا وقتی میزان اشباع بودن بتن در اثر عمل آبگیری به اندازه کافی کاهش نیافته باشد ، لازم است که بتن تازه در برابر آثار ویرانگر یخ زدگی محافظت شود بتنی که حتی یک بار در سنین اولیه یخ زده باشد در مقایسه با بتنی که یخ نزده باشد در برابر شرایط جوی از مقاومت کمتری برخوردار است و نیز آب بند نخواهد بود.
استعداد آسیب پذیری بتنی که در برابر یخ زدن محافظت نشده است خیلی بیشتر از بتنی است که در برابر یخ زدن محافظت گشته و در ضمن از مقاومت فشاری کمتری هم برخوردار است.
حال هرگاه اقدامات احتیاطی لازم به کار بسته شود می توان بتن ریزی را در سرتاسر ماه های زمستان با اطمینان خاطر انجام داد و با بکار بستن این تمهیدات هیچ کارگاهی تعطیل نخواهد شد.
بر اساس استاندارد بین المللی
ACI603 در کارهای بتنی هوای سرد به هوایی اطلاق می شود که بیش از سه روز متوالی شرایط زیر را داشته باشد.
1)میانگین دمای هوای شبانه روز کمتر از 5+ درجه سانتیگراد باشد.(منظور از میانگین دمای هوای شبانه روز ، میانگین حداقل و حداکثر دما در طول 24 ساعت می باشد.)
2)در نیمی از ساعات شبانه روز دمای هوا از10+ درجه سانتیگراد بالاتر نرود.
بتن ریزی در شرایط دمای بالاتر از 5+ درجه سانتیگراد:در این شرایط مهمترین مسئله آمادگی برای زمانی است که جبهه یخبندان محیط کارگاه را فرا می گیرد.در این حالت اگر گیرش خمیر سیمان صورت نگرفته باشد موجب یخ زدگی رطوبت داخلی بتن ، افزایش حجم آب و نهایتا انبساط حجمی بتن و ترک خوردگی آن می گردد.در زمانی که این احتمال وجود داشته باشد که چندین ساعت پس از بتن ریزی جبهه یخبندان فرا رسد باید از مواد ضد یخ که ترجیحا دارای ترکیبات زود گیر کننده هستند استفاده نمود.
استفاده از مواد زود گیر موجب تسریع در گیرش خمیر سیمان و مقاومت در برابر افزایش حجم یخ می گردد.
نباید فراموش کرد که همواره دمای بتن ریحته شده با استفاده از امکانات متفاوت گرمایشی باید در نقطه ای بالای 5+ درجه سانتیگراد حفظ گردد تا واکنش شیمیایی سیمان و آب ادامه یابد و مقاومت لازمه حاصل گردد.

بتن ریزی در شرایط دمای زیر 5+ دزجه سانتیگراد:
موکدا توصیه می گردد در دمای کمتر از 5+ درجه سانتیگراد نباید بتن ریزی کرد مگر اینکه در تمام شرایط درجه حرارت بتن همواره بالاتر از 5+ حفظ گردد.
توجه داشته باشید که با بتن ریزی در چنین شرایطی عمل هیدراسیون بسیار کند صورت می گیرد بطوریکه پس از یخ زدن آب در صفر درجه ، این واکنش متوقف می گردد بنابراین در زمان باز کردن قالب مشاهده می کنیم که بتن به راحتی خورد می شود به علت اینکه خمیر سیمان تشکیل نشده است.
باید کاملا توجه داشت که استفاده از ضد یخ تنها از یخ زدن رطوبت درونی بتن جلوگیری می کند.اگر بتن ریخته شده پس از عملیات بتن ریزی به حال خود رها شود ، رطوبت درون آن یخ نمی زند اما چون دمای آن کمتر از 5+ درجه سانتیگراد است واکنش شیمیایی سیمان و آب بسیار کند می شود و به همین خاطر بتن ضایع می گردد و دارای مقاومت خیلی کمی خواهد شد.
پس در زمستان در هر شرایطی باید پس از بتن ریزی نیبت به عمل آوری بتن مبادرت ورزید نکته مهم دیگر اینکه چون هوای سرد نسبت به هوای گرم دارای رطوبت کمتری است بتن های ریخته شده در شرایط محیطی سرد به ، عمل آوری و مراقبت بیشتری نیازمند است.

ویژگی های یک ضد یخ مناسب برای بتن:
ضد یخی برای بتن مناسب می باشد که علاوه بر کاهش نقطه انجماد آب اضافی داخل بتن به عنوان یک تسزیع کننده در گیرش و رشد مقاومت سنین اولیه بتن عمل نماید.حال باید توجه نمود در پروژه هایی که در زمان بهره برداری امکان خوردگی وجود دارد و یا بتن هایی که پیش تنیده هستند و یا در آنها از آلومینیوم و گالوانیزه استفاده شده است و یا بتن هایی که در تماس با آب یا خاک سولفاته هستند و یا بتن هایی که سنگدانه های آنها مستعد واکنش قلیایی هستند به هیچ وحه از ضد یخ های کلر دار استفاده نکنید. بلکه از ضد یخ هایی استفاده نمایید که بر پایه دیگر مواد(نیترات) ساخته شده باشد.

توصیه های مهم:
حال برا اینکه بتوانیم در زمستان بتن ریزی مناسب و مطمئنی داشته باشیم بهتر است که نکات زیر را رعایت کنیم:
1-استفاده از سیمان با مقاومت زودرس
2-استفاده از ضد یخ مناسب
3-سطوح قالب ها و آرماتور ها را از یخ و برف بزدایید و در صورت لزوم آنها را گرم نمایید تا حداقل دمای 2+ درجه سانتیگراد را داشته باشد.
4-در درجه حرارت 5+ و بالاتر پس از استفاده از مواد ضد یخ ، بتن را کاملا با استفاده از پوشاننده های مناسب (برزنت،نایلن،...) بپوشانید و محیط را گرم نگهدارید تا در شب هنگامی که هوای گرم فرا می رسد بتن دچار ترک خوردگی نشود.
5-در شرایط دمایی زیر 5+ با گرم کردن سنگدانه ها ، قالبها و آب(به ترتیب) دمای بتن را در حین کار بالای 5+ درجه نگهداشته و سپس بتن را با پوشش مناسب گرم نگهدارید.
6-مصالح مصرفی جهت ساخت بتن را در معزض وزش باد و هوای سرد قرار ندهید.
امید است با توجه و رعایت نکات ذکر شده هیچ گاه پروژه ای بر اثر سرما و یخ زدگی در زمستان تعطیل نگردد.

بتون و سیمان ضد آب همراه با ترجمه

 

Whether new or old, concrete and masonry walls and structures, particularly basements, should be treated with a water-resistant coating to prevent the entry of water and moisture that will lead to deterioration and damage.
The QUIKRETE® line of water-resistant products includes QUIKRETE® Masonry Coating, Heavy-Duty Masonry Coating, and QUIK-COAT™ Waterproofing Paint for Masonry. All three of these products are formulated for use on all interior and exterior walls, either above or below grade. These products are not for use on floors.
QUIKRETE® Masonry Coating and Heavy-Duty Masonry Coating are portland cement-based products that are mixed with water to a brushable consistency and applied. QUIKRETE® Heavy-Duty Masonry Coating is reinforced with minerals to provide the most durable water-resistant coating possible. QUIKRETE® QUIK-COAT™ Waterproofing Paint for Masonry is ready to apply from the can with a brush, roller or spray equipment.

Basement Walls
* QUIKRETE® Heavy-Duty Masonry Coating, QUIKRETE® Masonry Coating or QUIKRETE® QUIK-COAT™ Waterproofing Paint for Masonry
* QUIKRETE® Concrete and Asphalt Cleaner
* QUIKRETE® Hydraulic Water-Stop Cement (as needed)
* Large mixng vessel
* Heavy-duty masonry brush
* Wooden stirring paddle
* Wire brush
* Scraper Hose with spray nozzle
* Paint roller or spray equipment (optional)
* Household bleach or muriatic acid (as needed)
Damp basement walls can be caused by either condensation on the inside or water penetration through the wall from the outside. To see if condensation is the problem, tape a 1'-square piece of aluminum foil to the wall with all four sides of the foil airtight. Keep the foil on the wall for 2 days, then remove and examine it. If the outside of the foil is moist, the problem is condensation. This can be corrected by installing a dehumidifier or by increasing the ventilation in the basement. If, on the other hand, the foil that was facing the wall is wet, the problem is water penetration.
www.mahdihashemi.blogfa.com.
Locating and Repairing Leaks

1. Inspect the walls to locate the source of the leak. Sources might include downspout gutters and soffits that are directing water against the wall from the outside. Shut off or redirect the water flow away from the wall, if possible.

2. Large cracks and leaks in the wall must be repaired before the coating or paint is applied. Use QUIKRETE® Hydraulic Water-Stop Cement to make the repairs.

QUIKRETE® Masonry Coatings
Proper surface preparation is very important before applying QUIKRETE® Heavy-Duty or standard Masonry Coatings.

1. If the surface is new, scrub it with a wire brush and rinse it with water. If the surface is especially smooth (poured concrete, for example), etch the surface with a 20% to
25% solution of muriatic acid, then rinse, or add QUIKRETE® Concrete Acrylic Fortifier to the mix as outline in Step 4.

2. If the masonry surface is old or if it has been covered with paint or some other coating, ut must be cleaned thoroughly before applying the QUIKRETE® Masonry Coating. Remove all loose mortar, dirt, and paint with a wire brush or scraper. At least 75% of the original masonry surface should be exposed. Scrub dirty walls with a wire brush and QUIKRETE® Concrete & Asphalt Cleaner and rinse thoroughly.

3. Mix QUIKRETE® Heavy-Duty Masonry Coating in a clean, large container, using clean, cold water. Add approximately 1-1/2" gallons of water for every 40-pound bag of QUIKRETE® Heavy-Duty Masonry Coating, or 1 to 1-1/2" gallons of water for every 20-pound pail of QUIKRETE® Masonry Coating.

4. When applying over smooth, nonporous surfaces, QUIKRETE® Concrete Acrylic Fortifier should be used as part of teh mix liquid. Substitute 2 quarts of fortifier for 2 quarts of water in both Heavy-Duty and standard Masonry Coating mixes.

5. The mix will thin out slowly, so do not be tempted to add more water to the mix. Mix only enough material that can be applied in 2 hours.

6. Allow the mix to set for 20 minutes before application. Stir thoroughly just before beginning work and frequently as work proceeds.

7. Dampen the surface of porous walls before application. Wetting of smooth nonporous surfaces is not recommended.

8. Use a course fiber brush about 6" in width to apply the coating t the wall. Scrub on the paint with a firm circular motion.

9. During hot, dry weather, fog spray the coating several times to prevent rapid setting.

10. Two coats of QUIKRETE® Masonry Coating are recommended. The second coat should be applied 12 to 48 hours after the first. Fog spray the first coat before applying the second coat. DO NOT fog spray or wet down the final coat after application.

*****For Best Results*****

* Add mix to the water; don't add water to the mix.
* To maintain color uniformity, use the same amount of QUIKRETE® Concrete Acrylic Fortifier in each batch of QUIKRETE® Masonry Coating.
* Do not use too much mix water, or the material will thin out too much
.

بتون و سیمان ضد آب
از گذشته ها تاکنون دیوارهای بتونی و سنگی و شالوده های ساختمان می بایست دارای جدار ضد آب باشند تا از نفوذ آب به داخل آن تاحد امکان بتوان جلوگیری کرد چراکه همانطور که می دانیم نم و رطوبت می تواند خسارات جبران ناپذیری را به ساختمان وارد کند.
شرکت "کویکرت" (QUIKRETE) توانسته است محصولاتی را در این زمینه تولید کند که شامل بتون مقاوم ضد آب "کویکرت"، بتون معمولی ضد آب، بتون و مصالحی که دارای رنگ ثابت در برابر آب هستند، می باشد. تمامی این محصولات قابل مصرف در بخش های داخلی و خارجی دیوارهای منزل می باشد. البته این مصالح در کف سازی سطوح کاربرد ندارد.
استحکام بتون مقاوم ضد آب "کویکرت" و بتون معمولی ضد آب بوسیله مواد معدنی افزایش می یابد و در برابر آب نفوذ پذیری کمتر و در نتیجه دام بیشتری خواهد داشت.
رطوبت شالوده دیوارها ممکن است در اثر ایجاد میعان در فضای داخلی ساختمان و یا نفوذ آب از بیرون ساختمان به درون دیوارها پدید آمده باشد. برای اینکه مطمئن شوید این رطوبت نتیجه میعان در داخل ساختمان نیست بهترین راه این است که یک ورقه آلومینیومی مربع شکل طوری بر روی دیوار قرار داده و بچسبانید که هوا از هیچ یک از اضلاع آن وارد نشود. بگذارید 2 روز ورقه آلومینیومی به همین شکل باقی بماند. پس از 2 روز آن را بردارید اگر قسمت بیرونی نوار آلومینیومی نمناک است مشکل از میعان داخل ساختمان می باشد.
این مشکل را می توان از طریق نصب یک دستگاه رطوبت زا و یا یک دستگاه تهویه در زیر زمین حل کرد. اگر بخشی ا ورقه آلومینیومی که با دیوار در تماس بوده است نمناک شد، مشکل از بیرون ساختمان است.
چگونگی تعمیر و لکه گیری نقاطی که از آنها آب به دیوار نفوذ می کند.
1)
دیوارها را به درستی بررسی کنید و محل نشتی آب و نقاطی که دارای درز و شکاف هستند را شناسایی کنید. این نقاط می توانند طرفین بالایی سقف که به ناودانی منتهی می شوند و یا زیر تاق بالکن باشد. در صورت امکان نگذارید مسیر آب به سمت دیوارها باشد.
.
شکاف های بزرگ و سوراخ ها می بایست قبل از جدار بندی و رنگ کردن تعمیر شوند. برای این منظور می توانید از سیمان آبی استفاده کنید (2.
جداربندی
برای استفاده از جدار بتونی مقاوم آماده ساختن دیوار پیش از جداربندی بسیار مهم است.
1)
اگر سطح دیوار نو است آن را با برس سیمی بسایید و سپس با آب بشویید. اگر دیوار از ابتدا صاف و هموار بود مثلا دیوار از ابتدا بتونی بود آن را با محلول 20% تا 50% اسید هیدروکلریک شسته و سپس با آب شستشو دهید و یا اینکه بتون غنی شده با آکریلیک را به مخلوط اضافه کنید(در شماره 4 به آن خواهیم پرداخت)
2)
اگر سطح دیوار کهنه است و یا اینکه بوسیله رنگ یا دیگر پوشش ها پوشانده شده باید تمام پوشش ها قبل از استفاده از این جدارها از سطح دیوار پاک شوند. با یک برس سیمی رنگ، گل و آهک و کثیفی ها و هر آنچه به دیوار چسبیده را جدا کنید. در نهایت می بایست 75% دیوار اولیه باقی مانده و باقی ساییده شود. همچنین مواد زائد روی دیوار را می توان بوسیله انواع زدایشگر های آسفالت از بین برد و سپس دیوار را با آب شستشو داد.
3)
بتون مقاوم ضد آب در کیسه های بزرگ و سترده است که باید برای استفاده آن را با آب سرد و تمیز مخلوط کرد. بطور تقریبی برای هر کیسه 18 کیلو گرمی از این بتون 8/3-6/4 لیتر آب لازم است و همچنین می توان گفت برای هر سطل 9 کیلویی از بتون معمولی ضد آب 8/3-6/4 لیتر آب لازم است.
4**
اگر دیواری را که می خواهید جدار بندی کنید یک دیوار صاف و بدون شکاف است در مایع شستشو از مایع بتون آکریلیک دار مقاوم کننده استفاده کنید. به جای استفاده از 2 لیتر آب در بتون مقاوم ضدآب و یا بتون استاندارد از 2 لیتر مایع بتون آکریلیک دار استفاده کنید.
.
این مخلوط به تدریج رقیق تر می شود، بنابراین بیسشتر از اندازه ای که ذکر شد بدان آب نیافزایید. به اندازه کافی از این مخلوط درست کنید چون تا حداکثر 2 ساعت پس از درست کردن مخلوط می توان از آن استفاده کرد (5 .
اجازه دهید این مخلوط 20 دقیقه قبل از مصرف همین طور باقی بماند. درست قبل از شروع کردن به کار آن را هم بزنید و این کار بطور مداوم در طول مدت کار انجام دهید. (6.
.
دیوارهای دارای درز و نفوذ پذیر را قبل از شروع به کار کمی مرطوب کنید. اما اگر دیوار صاف و بدون درز است از این کار خودداری کنید (7.
.
در هنگام استفاده از این مخلوط از یک برس الیافی با عرض 15 سانتی متر برای کشیدن بر روی دیوار استفاده کنید و آن را به صورت مدور بر روی دیوار بکشید (8.
.
اگر هوا گرم و خشک است چندین بار با اسپری بر روی دیوار آب بپاشید (9.
10)
از 2 لایه جدار استفاده کنید. لایه دوم 12 تا 48 ساعت پس از لایه اول بر روی دیوار کشیده می شود. قبل از مرحله دوم جداربندی با اسپری بر روی دیوار آب بپاشید. پس از انجام مرحله دوم جداربندی دوباره بر روی دیوار جداربندی نکنید و از نمناک کردن دیوار بپرهیزید.
سیمان هیدرولیک ضد آب چیست؟
این نوع سیمان در دیوارهای بتونی و یا سنگی کاربرد دارد و از نفوذ آب جلوگیری می کند. فرمول این نوع سیمان طوری است که خیلی سریع سفت می شود و در مقابل نفوذ آب بسیار مقاوم و مستحکم است. سیمان هیدرولیک ضد آب، مشکل نشتی آب را در مناطقی که آبهای جاری از زیر و یا بالای سطوح بتونی و یا سنگی عبور می کند را حل می کند.
از این نوع سیمان می توان در اطراف لوله های بتونی که آب از آنها عبور می کند نیز استفاده کرد. بطور کل موارد استفاه از این سیمان به شرح زیر می باشد:
--
دیوارهای باربر و دیوارهای پشت بند
--
دودکش ها
--
استخر های شنا، حوضچه های فواره دار، مخازن آبی زیر زمینی
مواد تشکیل دهنده: این سیمان مخلوطی از سیمان پورتلندی و سیمان آلومینات کلسیم، دانه های سیلیکا و دیگر افزودنی های مخصوص می باشد. رنگ این محصول بطور معمول خاکستری می باشد اما انواع خاص آن که سفید رنگ است هم تهیه شده است.
دیواری را که می خواهید بر روی آن از این سیمان استفاده کنید می بایست عاری از گرد و غبار و جلبک زدگی و کپک زدگی باشد. از ایجاد شکاف های V شکل ممانعت کنید. به ازای وزن هر 4-5/4 بخش از این سیمان از 1 بخش آب استفاده کنید. آب و سیمان باید طوری با هم مخلوط شوند که یک بتونه یکنواخت به دست آید. به اندازه ای از این مخلوط استفاده کنید که در عرض 2-3 دقیقه مصرف شود. برای هر بار استفاده 113 تا 170 گرم از پودر سیمان تجویز می شود.
اخطار: حرارت بالا زمان سفت شدن سیمان را افزایش می دهد. این محصول می بایست در دمای پایین تر 50 درجه فارنهایت و با استفاده از آب نیمه گرم تهیه شود.

سیستم های مرکب از قاب و دیوار برشی

سیستم های مرکب از قاب و دیوار برشی

سیستم های قالب صلب خالص برای ساختمان های مرتفع تر از 30طبقه عملی نمی باشد.در چنین مواردی یکی از انواع دیوار برشی نیز در قاب به کار برده می شود تا بارهای جانبی را مقاومت کند. دیوارهای برشی یا بتنی می باشند و یا از مهار بندی فولادی مشبک (خرپایی) تشکیل می گردند. این دیوارها ممکن است هسته های داخلی، بسته مانندهسته های دور محوطه های آسانسورها و پله ها، یا دیوارهای موازی در داخل ساختمان، و یا خرپاهای نمایی قائم باشند. شکل های گوناگون نقشه های افقی،راه حل های مختلف ممکن را برای طرح های افقی نشان می دهند. سیستم های هسته ای در ارتباط با فرم ساختمان از نقطه نظرهای زیر طبقه بندی شون

محل و موقعیت هسته ها 

 هسته های نمایی خارجی

هسته های داخلی :هسته هایی نمایی،هسته ها در داخل ساختمان

هسته های خارجی از مرکز 

    تعداد هسته ها 

   هسته های منفرد

هسته های شکافته 

 هسته های چندتایی 

 شکل هسته ها

کل های بسته: مربعی،مستطیلی، دایره ای و مثلثی.

شکل های باز  شکل، I شکل و ناودانی شکل.

شکل هایی که از فرم ساخمان الهام می گیرند.

سیستم های مرکب از قاب و دیوار برشی بر اساس رفتارشان تحت بارگذاری جانبی دسته بندی می شوند که ممکن است یک از سه نوع زیر باشند.

-1 سیستم های مرکب از قاب مفصلی و دیوار برشی: در این سیستم چون اتصالشان تیرهای قاب به ستون ها مفصلی می باشد، قاب فقط می تواند بارهای وزن را تحمل کند. دیوار برشی تمام بارهای جانبی را مقاومت می کند.

-2سیستم های مرکب از قاب مفصلی،قاب ویراندیل و دیوار برشی: نیروهای جانبی به وسیله دیوار برشی و قاب صلب(یعنی قاب ویراندیل) مشترکاً مقاومت می گردند.قاب های داخلی و قاب های نمایی طولی فقط بارهای وزن را تحمل می کنند.

-3 سیستم های مرکب از قاب صلب و دیوار برشی: به کار بردن فقط دیوارهای برشی به منظور جذب بارهای جانبی برای ارتفاعات بیش از 500 فوت غیر عملی می باشد.برای اینکه هسته ها به اندازه کافی قوی باشند باید ابعاد آنها خیلی بزرگ انتخاب شود که در این صورت دیگر برای دستگاه های حمل و نقل قائم و توزیع انرژی مناسب نخواهند بود.

به علاوه تغییر شکل آنها ممکن است چنان زیاد باشد که در دیوارهای جدا کننده و پنجره ها ترک ایجاد کند و یا حتی در ساکنین ساختمان واکنش های روانی ناگوار به وجود آورد.با به کار بردن قاب صلب که برای مقاومت نیروهای جانبی با دیوار برشی سهیم می شود بر صلبیت جانبی ساختمان به مقدار زیادی افزوده می گردد.تغییر شکل کل سیستم های متشکل از دیوار برشی و قاب صلب که روی یکدیگر اثر متقابل دارند با جمع کردن حالت های تغییر شکل جداگانه دیوار و قاب بدست می آید.

*
تغییر شکل حالت برش قاب صلب:  توجه کنید که شیب منحنی تغییر شکل در پای ساختمان در جایی که بیشترین برش اثر می کند حداکثر می باشد.

*تغییر شکل حالت خمش دیوار برشی: دیوار برشی ممکن است یک دیوار بتنی توپر یا یک خر پای فولادی قائم باشد.این دیوار برشی ممکن است یک هسته داخلی،دیوار های داخلی،دیوار های داخلی موازی و یا یک دیوار نمایی باشد. دیوار برشی مانند یک تیر طره ای قائم عمل می کند و مانند آن خم می شود. توجه کنید که شیب منحنی تغییر شکل در بالای ساختمان حداکثر می باشد و این دلالت بر این قسمت ساختمان دیوار برشی در ایجاد سختی کمترین سهم را دارد.

*تاثیر متقابل قاب و هسته برشی: برای یافتن اثر متقابل قاب و دیوار برشی تغییر شکل های دو حالت فوق را با هم جمع می کنیم که یک منحنی s کشیده حاصل می شود. به علت خصوصیات تغییر شکلی مختلف دیوار برشی و قاب، دیواربرشی به وسیله قاب در قسمت بالای ساختمان به عقب کشیده می شود و در قسمت پایین ساختمان به جلو رانده می شود. از این رو برش ناشی از باد (یا زلزله) در قسمت بالای ساختمان اساساً به وسیله قاب و در قسمت پایین ساختمان اساسا به وسیله دیوار برشی گرفته می شود.

آسمان خراش

ساختمانهای بلند از هر جهت به شهر مربوط هستند آنهابرای تجمع انبوه جمعیت، کمیابی و هزینه سنگین زمین جوابی طبیعی می باشندتوده ساختمان بلند از توجیه مفهوم محیط طرح و جواب او به هدف ساختمان نتیجه می شود.

یک ساختمان بلند ممکن است آزاد قرارگرفته یعنی قائم و باریک یا افقی و حجیم باشد و یا ممکن است مستقیماً در مجاورت ساختمان های بلند دیگر واقع شود در هر دو روش ساختمان اساساً یک جسم مجزا می باشد ولی ساختمان بلند آینده ممکن است جزء مکمل یک ساختمان بزرگ شهر باشد که در آن ساختمان ها یا خانه های فعالیت بوسیله سیستم های تغییر مکان چند ترازی با یکدیگر ارتباط دارند.
از لحاظ ارتفاع ساختمان های کمتر از 10 طبقه تا بیشتر از 100 طبقه جزء ساختمانهای بلند به شمار می آیند برای تعیین ارتفاع یا حجم ساختمان برنامه ریزی نسبتاً پیچیده ای لازم است بعضی از عواملی که باید در نظرگرفته شود عبارتند از احتیاجات مشتری در مقابل زمین موجود و موقعیت زمین در ارتباط باجنبه های محیطی برای مثال خدمات لازم برای نگهداری ساختمان و رفاه ساکنان آن یا اثر بوم شناسی ساختمان یا خصوصیت منظره ای چشم انداز اطراف آن.
ساختمان بلند در زمینه شهری:
توسعه ساختمانهای بلند از هر جهت دنبالگر رشد شهری باشد تحول شهر سازی که عصر صنعتی کردن شهر ها شروع شد مردم از مناطق روستایی به مناطق شهری کوچ کردند و بدین وسیله باعث افزایش تراکم جمعیت در شهرها گردیدند انقلاب تکنولوژیک با ارائه سازه فولادی سبک وزن آسانسورو سیستم های تهیه انرژی لازم برای شهر قائم با تراکم زیاد به این فشار عکس العمل نشان داد.
در ابتدای قرن اخیر بلوک های ساختمان به ارتفاع حدود 20طبقه در مقابل یکدیگر قرارمی گرفتند که فقط بوسیله خیابانهای تنگ و تاریک از یکدیگر جدا می شدند و دره های شهری تشکیل می دادندهدف عمده جادادن حداکثر اشخاص در حداقل سطح زمین بود تراکم جمعیت حاصله و اثر آن برروی مردم و شهر به عنوان سیستم متشکلی که در آن فعالیتهای گوناگون روی یکدیگر تاثیرمی گذارند به ندرت در طرح مورد توجه بود احتیاج به نور هوا و سطح زمین باز برای فعالیتهای عمومی منجر به تکامل تدریجی آسمانخراشهای آزاد ایستاده گردید این نوع ساختمان ها ارتفاع خیلی بیشتری دارند زیرا باید تراکمی حداقل معادل تراکم بلوک ساختمانی راکه جانشین آن می شوند ایجاد نمایند انقلاب تکنولوژیک کنونی به آن اندازه پیشرفت کرده است که بتوان آسمان خراشهای منفرد باهزینه ای بنانمود که از لحاظ اقتصادی امکانپذیر باشد.
طرح ساختمان های بلند از لحاظ انقلاب تکنولوژیک یا فضای ماده ای نسبتاً خوب درک شده است ولی بررسی فضای رفتاری یعنی تشخیص نیازهای انسانی و قابلیت سازگاری بامحیط هنوز در مرحله اولیه پیشرفت می باشد جدایی و عدم ارتباط بین مردم در ساختمان و نبودن تماس بازندگی خیابانی بعضی از مسائلی هستند که طراحان کوشش دارند بر آنها غلبه کنند.
هر چند که اکنون تا حدودی تراکم ساختمان های بلند در شهرهابوسیله مقررات منطقه بندی کنترل می شود این طرح بر اساس مفهوم دینامیکی ترکیب تمام شهر نمی باشد اثر تجمع نزدیک به هم ساختمان های بلند روی محیط شهر بیشترین اهمیت را دارد تاثیر شدید بعضی از آسمان خراشهای بزرگ همچون برج 109 طبقه سیرزدر شیکاگوبه ارتفاع بیش از یک چهارم مایل روی شهر واضح است سیستم برق این ساختمان می تواند احتیاجات یک شهر 147000 نفره را تامین کند و دستگاه های تهویه مطبوع آن قادر به خنک کردن 6000 خانه یک خانواری می باشد جمعاً 102 آسانسور لازم است که 16500 نفر استفاده کننده را در روز به قسمت های مختلف ساختمان برساند در ذهن خود آسانسورهای متعدد راهمچون خیابانهای بن بست و سرسراهای ساختمان را همچون میدانهایی مجسم سازیدکه در آنها مردم بوسیله آسانسورهای دوطبقه سریع السیر که از یک سرسرا به سرسرای بعدی می روند و یا آسانسورهای محلی کم سرعت که از یک نقطه ساختمان به نقطه دیگر آن عبور می کنند از آنجایی که ساختمان شامل همه خدمات و تفریحگاههای لازم می باشد به طور نظری افراد هرگز مجبور به ترک آن نمی باشند امکانات رفاهی ساختمان از قبیل فروشگاه، تفریح گاه ،محلهای نمایش فیلم و تئاتر و غیره و خدمات بهداشتی فرهنگی ایمنی حمل نقل پارکینگ آب برق و گاز و تلفن و فاضلاب معادل امکانات رفاهی لازم برای یک شهر کوچک می باشد.
ساختمانی با این مقیاس شهری در داخل شهر تشکیل می دهد طرح چنین سیستم پیچیده ای به یک برنامه ریزی اصولی مسائل اجتماعی بوم شناسی، اقتصادی و سیاسی ایجاد شده نه فقط در زمینه شهری اطراف ساختمان بلکه همچنین در محیط خود ساختمان نیاز دارد.
برای بسیاری از شهرهای بزرگ، ساختمان بلند تنها جواب رشد مداوم تراکم جمعیت می باشد آن را نباید به دلیل اثرات غیر انسانی کننده اش رد کرد یا به عنوان سمبل موفقیت انقلاب تکنولوژیک کنار گذاشت بر عکس موسسات آموزشی و تحقیقی باید برای تحقیق اصولی روی محیط ساختمان بلند و اطرافش برای بهبود شرایط زندگی در آن ابتکار عمل خیلی بیشتری را بدست بگیرد.
توسعه و تکامل ساختمانهای بلند
تاریخچه اولین ساختمانهای بلند روزگار باستانی بر می گردد. سازهای ساخته شده با دیوارهای باربر به ارتفاع 15 طبقه قبلا در شهرهای رومیان مورد استفاده بود. شهرها ی ممالک غربی در قرن 19 به سرعت توسعه پیدا کرد و تراکم شدید جمعیت باعث شد ساختمانهای بلند که با سقوط امپراطوری روم ناپدید شده بود دوباره احیاء گردد. استفاده از دیوارهای باربر ساخته شده از مصالح بنایی درسازه ها مجدد رایج گردید. ولی اشکال این سازه ها این است که با افزایش ارتفاع بر ضخامت دیوار ( یعنی وزن ساختمان ) باید اضافه شود تا مستقیما جوابگوی طبیعت جریان نیروی وزن باشد.
محدودیت این نوع سازةها با ساختن ساختمان 16 طبقه مونادنوک در سال 1891 در شیکاگو که ضخامت لازم دیوارهای طبقه پائین آن از 6 فوت تجاوز می کرد آشکار گشت.
از زمانیکه قاب آهنی و بعدا فولادی موجب رسیدن به ارتفاعات بلندتر و بازشدگی های (مانند پنجره و غیره ) بیشتر و بزرگتر گردید استفاده از سیستم های قابی سبک وزن راه حل طبیعی به نظر می رسید. تکامل اسکلت فولادی متجاوز از 100 سال طول کشید. نه تنها آهن می بایست به عنوان مصالح ساختمانی به رسمیت شناخته شود، روشهای تولید نیز می بایست توسعه و تکامل پیدا می کرد.
به منظور ایجاد بهترین شکل برای اعضاء سازه و سوار کردن آنها و همچنین توسعه روشهای دقیق برای جزئیات ساختمانی لازم بود که در رفتار ماده جدید تحقیق گردد.
مهندس قرن نوزدهم معمار را وارد کرد تا توانایی عنصر قاب را تشخیص دهد. او استفاده از قاب را در پلها، کارخانه ها، انبارها، و نمایشگاه ها رواج داد. نفوذ این امر را می توان در گذشته حتی در سال 1801 در یک کارخانه نخ ریسی هفت طبقه ساخته شده از قاب های آهنی در منچستر مشاهده کرد که در آن ستونها و تیرهای آهنی به عنوان اسکلت داخلی ساختمان به کار رفتند . در این ساختمان تیرهایI شکل، احتمالا برای اولین بار به کار برده شد. طراح ساختمان بر اساس مهندسی خود به موثر بودن این شکل برای تحمل خمش پی برد. این کارخانه در واقع پایه پیشرفت قاب فولادی را گذاشت که سرانجام در شیکاگو در حدود سال 1890 ظاهر گردید.
قصر کریستال که برای نمایشگاه بین المللی 1851 لندن ساخته شد اولین قاب آهنی مستقل را آشکارساخت. استخوان بندی چوب و آهن و صفحات شیشه با دیوارهای وزنی حجیم که اساس استانداردهای معماری در آن زمان بود به رقابت برخاست. این ساختمان نشان دهنده اولین روش تولید انبوه در مقیاس بزرگ می باشد. تقسیم بندی فضای ساختمان بر مبنای بزرگترین ورق شیشه استاندارد موجود انجام گرفت و روش اجرای ساختمان به صورت جزئی از طرح آن در آمد.
برج فانوس دریایی در بلک هاربور واقع در ایالت لانگ آیلند که در سال 1843 بنا گردید اولین سازة قابی ساختة شده از آهن نرم (آهن خمیری) در ایالات متحده آمریکا می باشد . در حدود 10 سال بعد اسکلت داخلی همراه با دیوارهای باربر نمایی ساخته شده از مصالح بنایی در چندین ساختمان به کار رفت. قاب داخلی شامل ستونهای چدنی بود که تیرهای ساخته شده از آهن نرم را نگهداری می کرد.
قبل از اینکه ساختمانهای بلند قادر باشند به توانایی جدید قاب فلزی پاسخ دهند، وسائل حمل و نقل قائم می بایست توسعه پیدا می کرد. اولین آسانسور در 1851 در هتلی واقع در خیابان پنجم نیویورک به کار رفت. این سیستم راه آهن قائم در 1866 به صورت معلق اصلاح شد، ولی امکانات آسانسور در ساختمانهای بلند برای اولین بار در ساختمان شرکت بیمه اکویتبل لایف در نیویورک در 1870 جامه عمل پوشید. ویلیام جنی سیستم های قابی را با ساختمان 11 طبقه شرکت بیمه خانه خود در شیکاگو در 1883 پیشرفت داد. اولین نمونه ساختمان بلند بود که تماما با اسکلت فلزی نگهداری می شد، درصورتیکه دیوارهای نمای ساخته شده از مصالح بنایی فقط خودشان را تحمل می کردند.ساختمان جنی همچنین اولین ساختمانی بود که در قسمت بالای آن تیرهای فولادی به کار رفته بود. در 1889 ساختمان دوم جنی، ساختمان لایتر، اولین ساختمان با اسکلت واقعی گردید که در آن هیچ دیوار برخود متکی به کار نرفته بود.
در ساختمان دوم راندمک نالی(شیکاگو، 1889)،ساختمان و طبقه ای که بوسیله برن هام و روت ساخته شده، برای اولین بار قالب تمام فولادی به کار رفت. همین معمارها ایده دیوار برشی قائم را در ساختمان 20 طبقه ماسنیک تمیل(شیکاگو، 1891) رواج دادند. در چنان ارتفاعی،نیروهای ناشی از باد به صورت یکی از ملاحظات مهم طرح در آمد. برای افزایش سختی جانبی اسکلت فولادی،معمار ها مهار بندی های قطری را در قالب نما وارد کرده وبدین ترتیب اساس خر پای قائم یا دیوار برشی را بوجود آوردند.
پیشرفت در روشهای طرح اسکلت فولادی موجب رشد مداوم ارتفاع ساختمانها گردید. در سال 1905 ساختمان 50 طبقه برج متر و پولتین و به دنبال آن در 1931 ساختمان 102 طبقه امپایراستیت در نیویورک ساخته شد. اصلاحات بعدی روی توسعه طرح های جدید برای قاب ها،بهبود کیفیت مصالح،و روشهای اجرائی بهتر متمرکز گردیده است تا روی افزایش قابل توجه ارتفاع.
درسال های 1890 بتن به عنوان یکی از مصالح سازه ای رایج شروع به کار کرد.بعضی از طراحان ماننند آگوست پره،فرانسو هنبیک،وتونی گارنیه در فرانسه،و ربرت مه یار در سویس از جمله طراحانی بودند که درباره توانایی بتن مسلح به تحقیق پرداختند.پره اولین کسی بود که اسکلت بتن مسلح را در سازه های بلند در ساختمان آپارتمانی خود واقع در خیابان فرانکلین پاریس(درسال 1909) به کار برد و بتن را از لحاظ معماری نمایان کرد.در همین زمان ساختمان 16 طبقه انیگال در سن سناتی اولین آسمان خراش قابی بتن مسلح دنیا بود.اما در نیمه اول قرن اخیر ساختمانهای بتنی فقط به صورت پراکنده ظاهر گشتند. برای تعیین هویت واقعی این ماده ساختمانی پژوهش واقعی وجود نداشت.سیستم های بتنی به طور کلی روشهای اسکلت فولادی را تقلید می کردند. ولی این وضع بعد از جنگ جهانی دوم تغییر کرد.تکنیک های اجرایی پیشرفته همراه با تکامل مصالح با کیفیت عالی باعث ظهور چنین ایده های جدیدی در طرح همچون دال مسطح و دیوارهای نمایی مشبک باربر گردید. هردو سیستم به رقابت با دال یک طرفه و دیوار پیرامونی که در سازه های قاب صلب رواج داشتند برخاستند. آسمانخراشهایی مانند برج های 65 طبقه ما رینا سیتی(شیکاگو1963)طبیعت یک پارچه کالبدوار ماده بتن را به طور واقعی نمایان می کنند.
ساختمان بلند و سازه نگهدارنده آن :
طرح ساختمان بلند چه برای استفاده های واحدی مانند آپارتمان ها، ادارات ،مدارس، بیمارستانها یا برای استفاده های گوناگون با مقیاس بزرگتر نیاز به تشریک مساعی بین گروهها ی مختلف طرح سازنده مصالح و اجرای ساختمان دارد. معمار کوششهای گروه های مختلف راهماهنگ می کند تا اجزاء مختلف مصالح خدمات و فعالیتها به طور یک جا عمل کنند.
معمار دیگر نمی تواند از آزادی طرح صحبت کند او نه تنها بوسیله فرم به طور کلی بسته آسمانخراش و ضرورت استفاده موثر از مصالح محدود است ،بلکه او همچنین باید مشخصات خیلی بیشتری را که مربوط به مقررات ایمنی آتش سوزی و بهداشتی می باشند رعایت کند.
معمار باید به طرح ساختمان به صورت یک سیستم کلی که در آن سازه نگهدارنده همچون یک جزء اساسی با طرح ساختمان رشد می کند نزدیک شود سازه را نمی توان به طور جداگانه به عنوان یک قسمت اضافی نامربوط در نظر گرفت که بعداً بوسیله مهندس در فضای رسمی ساختمان گذاشته شود اگر چه این روش طرح کلی را در مورد هر نوع ساختمانی باید به کار برد استفاده از آن در مورد یک ساختمان بلند که سیستم سازه نگهدارنده نسبتا پیچیده ای دارد و در آن نیروهای فیزیکی و محیطی از تعیین کننده های اساسی طرح می باشند ،بویژه ضرورت دارد. ساختمان باید در مقابل نیروهای قائم ثقل و نیروهای افقی باد در بالای سطح زمین و زلزله در زیر سطح زمین مقاومت کند. پوشش ساختمان باید اختلاف درجه حرارت، فشار هوا، و رطوبت بین محیط خارج و داخل را تحمل کند. عناصر سازه ای ساختمان باید جوابگوی همه این نیروها باشند این عناصر باید چنان قراربگیرند و به یکدیگر متصل باشند که این نیروها را جذب و با کمترین تقلایی آنها را با اطمینان به زمین هدایت کنند.
معماری که نسبت به این نیروها ومنابع آن حساس و از نحوه باربری اعضا سازه ای مطلع باشد، در همان مراحل اولیه می تواند طرح معقولی را ارائه دهد او می تواند با مهندس سازه ای ارتباط برقرار کند زیرا به زبان خودش صحبت می کند. یعنی معماری که از اصول مهندسی درک اساسی داشته باشد می تواند با متخصص سازه واقعاً تشریک مساعی کند تا به راه حل مطلوبی نائل گردد.
عناصر سازه ای استخوانهای لازم برای بدنه ساختمان می باشند و این معماراست که می تواند از این عناصر سازه ای ماهرانه استفاده و آنها را نمایان کند تاروح ساختمان آشکارا نشان داده شود و بدین ترتیب هدف ساختمان به عنوان محوطه ای برای سیستم های فعالیت گوناگون که رون یکدیگر تاثیر دارند مشخص و منعکس گردد.
بارگذاری ساختمان
بارهایی که روی ساختمان وارد می شوند یا مستقیمآ به وسیله طبیعت و یا به وسیله انسان ایجاد می گردند. به عبارت دیگر برای بار روی ساختمانها دو منبع اصلی وجود دارد، یکی ژئوفیزیکی و دیگری مصنوعی.
نیروهای ژئوفیزیکی را که نتیجه تغییرات مداوم در طبیعت هستند ممکن است به نیروهای جاذبه زمین، وزن ساختمان خودش ایجاد نیروهایی در سازه می کند که موسوم به بار مرده است واین بار در تمام طول عمر ساختمان ثابت باقی می ماند.
اشکال همیشه در حال تغییر ساختمان نیز تایع اثرات جاذبه زمین است که ایجاد تغییراتی در بارها در طول زمان می کند.بارهای ناشی از تغییرات جوی با زمان و مکان تغییر می کنند و به شکل باد، حرارت، رطوبت، باران، برف، و یخ ظاهر می شوند. نیروهای زلزله از حرکت نا منظم زمین یعنی زمین لرزه ایجاد مشوند.
منابع بارگذاری مصنوعی ممکن است تکان ناشی از حرکت اتومبیل ها، آسانسورها، ماشینهای مکانیکی و غیره و یا ممکن است تغییر مکان افراد، وسایل و یا نتیجه ضربه و انفجار باشند. به علاوه ممکن است نیروهایی در زمان تولید و اجرا در سازه به وجود آبد. پایداری ساختمان ممکن است ایجاب پیش تنیدگی کند که باعث ایجاد نیرو در ساختمان می شود.
منابع بارهای ژئوفیزیکی و مصنوعی در ساختمان غالبآ به یکدیگر بستگی دارند. جرم، اندازه، شکل و مصالح یک ساختمان در روی نیروهای ژئوفیزیکی اثر می گذارند. برای مثال اگر عناصر ساختمان در مقابل تغییرات درجه حرارت و رطوبت نتوانند به آزادی واکنش نشان دهند و گیردار باشند نیروهایی در ساختمان ایجاد می شود.
برای اینکه اطمینان حاصل شود که مشکلات آتی از بین رفته و بازده سازه ای حاصل شده باشد لازم است که مطالعات دقیق جواب تئوری ساختمان به اثرها انجام گیرد. طراح باید نیروها و اثر بارگذاری مربوطه را درک کند تا ساختمان بی خطر و قابل استفاده باشد.

كاربردهاي بتن اليافي

بشترين كاربردهاي بتن مسلح به الياف بويژه الياف فولادي تاكنون در دالها , عرشه پلها , كف سازي فرودگاهها , پاركينگها و محيطهاي در معرفي كاويتاسيون و فرسايش بوده است . در پل سازي مهمترين كاربرد ان در سطوحي بوده كه در معرض خوردگي و فرسايش قرار دارند .

دالهاي روي بستر

در مورد دالهاى روى بستر , نمونه هايي كه خوب بررسي شده باشند اندك هستند. اما در جاهايي كه دال بتني مسلح به الياف فولادي تحت تاشير عبور و مرور اتوبوسهاي سنگين قرار دارد , مشخص شده است كه اين نوع دال , با ضخامتي در محدود 60 تا 75 درصد دالهاى غيرمسلح , عملكردي مشابه آنها دارند با استفاده از اين نوع بتن , پوشش باند فرودگاهها را ميتوان به نحو قابل ملامحظه اى ( 20 تا 60 درصد) نازكتر از پوششهاي بتني غير مسلح مشابه اجرا كرد. خستگي خمشي عامل مهمي است كه بر عملكرد كفسازى اثر مي گذارد , اطلاعات موجود نشان ميدهد كه الياف , مقاومت بتن را در برابر خستگي به نحو قابل ملاحظه اي افزايش مي دهند .

دالهاي سازه اي سقفها

براى دالهاي كوچك , براساس نظريه خط سيلان , يك روش طراحي ارايه شده است كه بر نتايج حامل از ازمايش دالهاى دو طرفه بتنى متكى است . ولي برون يابي نتايج كار و اعمال انها بر دالهاي بزرگتر , به شدت نهى شده است .

عرشه پلها

استفاده از نمكهاي يخ زدا موجب انهدام عرشه پلها مي شود. بتن اليافي گرچه نمي تواند مانع از نفوذ اين نمكها شود ولي با محدود نگاه داشتن تعداد و عرض تركها ميتوان از گسترش دامنه اين انهدام جلوگيري كرد.

تيرها

خمش در تيرها

در اين زمينه , هم براى تيرهايي كه تنها به الياف مسلح شده اند و هم در مورد تيرهايي كه از تركيب الياف و آرماتور در آنها استفاده شده , فرمولها و معادلاتي ارائه گرديده است . در مورد تيرهاي كه فقط به الياف مسلح باشند , معادلات مذكور ارزش عملي چنداني ندارند و تنها در مورد تيرهاي كوچك (10×10×35 سانتيمتري) و اعضاي فرعي سازه ها كاربرد دارند . اما در زمينه تيرهاي مسلح به تركيب الياف و آرماتور معادلات , طرح شده با توجه به استفاده از مقاومت كششي افزايش يافته بتن كه به كمك آرماتور كششي مي آيد , قادرند مدل مناسبي از تير به دست دهند. از جمله اين معادلات , روابط پشنهادي است كه مشابه معادلات روش طراحي بر اساس مقاومت نهايي ACI است .

اتصالات تير- ستون

مطالعات اخير روي اتصالات تير- ستون مقاوم در برابر زلزله با استفاده از الياف فولادي به جاي بخشي از ميلگردهاي حلقوي , حاكي از بهبود قابل ملاحظه مقاومت , نرمي و جذب انرژي اتصال است .

ملاحظات مربوط به خستگي خمشي

تحقيقات اخير نشان مي دهد كه افزودن الياف به تيرهاي بتني مسلح به ميلگرد عمر خستگي را و تغيير مكانها و عرض تركها را كاهش مي دهد. بر اساس اين تحقيقات نتيجه گرفته مي شود كه اثر مفيد الياف با افزايش ميزان ميلگردها كاهش مي يابد.

برش در تيرها

داده هاي آزمايشگاهي زيادي كه در دست هستند نشان ميدهند كه الياف اساساً ظرفيت برشي (مقاومت كششي قطري) تيرهاي بتني را افزايش مي دهند. به كار بردن الياف به جاي خاموتهاي قائم يا ميل گردهاي خم شده يا براي كمك به آنها مزاياي چندي را ايجاد مي كند كه عبارتند از :

الف - الياف در حجم بتن به طور يكنواخت توزيع شده و خيلي بيشتر از ميلگرد هاي تقويتي برشي به يكديگر نزديك هستند .

ب - مقاومت كششي در نخستين ترك و مقاومت كششي نهايي هر دو توسط الياف افزايش مي يابند .

ج - مقاومت برشي اصطكاكي افزايش مي يابد.

با استفاده از الياف داراي انتهاي آجدار مي توان از انهدام فاجعه آميز تيرهاي بتني در اثر كشش قطري جلوگيري كرد. برخي از پژوهشگران تحليل هايي ارائه داده اند كه نشان مي دهد الياف مي توانند از لحاظ اقتصادي جايگزين خاموتها شوند الياف داراي انتهاي چين خورده مي توانند به افزايشي چشمگير در مقاومت برشي منجر شود . در برخي آزمايشها اين افزايش حتي به 100 درصد بالغ گرديده است .

اخيرا بر اساس نتايج آزمايشگاهي روي 7 تير داراي الياف كه چهار تير آن خاموت هم داشته اند معادله زير جهت برآورد Vcf پيشنهاد شده است .

Vcf=2/3Ft(d/a)0.25

Ft مقاومت كششي بتن است كه از نتايج كشش مستقيم استوانه هاى 6×12 اينچي (15×30 سانتيمتري) به دست مي ايد.

( d/a ) نسبت عمق مؤثر به دهانه برشي است . اثرات انواع مختلف الياف از طريق پارامتر Ft در معادله بررسي مي شود. روش طراحي پيشنهاد شده همان طريق ACI 318 را در مورد محاسبه سهم خاموت در ظرفيت برشي دنبال مي كند كه به آن نيروي مقاوم بتن نيز كه بر اساس تنش برش معادله بالا محاسبه مي شود اضافه ميگردد.

برش در دالها

مطالعات اخير نشان داده اند كه با افزودن الياف فولادي قلابدار به ارماتور در دالهاي بتني مسلح , مقاومت برشي انها بسته به درصد الياف تا 42 درصد افزايش يابد.

شات كريت

شات كريت (بتن پاشى) داراي الياف فولادي در ساختن سازه هاي گنبدي شكل , پوشش دادن , پايداري سنگريزه ها , تعمير بتن فرسوده و غيره به كار مي رود. طرح سازه ها به همان طريق سازه هاي مرسوم مورت مي گيرد , فقط مشخصات بهبود يافته فشاري , برشي و كششي بتن اليافي در محاسبات وارد ميشوند.

فرسايش در اثر كاويتاسيون

بتن مسلح به الياف فولادي براى تعمير آبروهاي خروجي , حوضچه هاي ارامش سرريزها و قسمتهاي ديگر بعضي از سدها به كار رفته است . در هر مورد از زمان تعمير تاكنون , با وجود ارتفاع زياد اين سدها و شگرف بودن قدرت آب خروجي بتن اليافي به بهترين نحو پايداري كرده است .

كاربردهاي ديگر

بتن مسلح به الياف و بويژه فولادي در بسياري از جاهاي ديگر نيز به كار رفته كه روشهاي طراحي خاص و روشني نداشته اند. به طور مثال اين موارد شامل : پياده روها , حفاظت خاكريزها , پي ماشين الات , پوشش آدم روها , سدها , پوشش نهرها , تانكهاي ذخيره مواد و اعضاي پيش ساخته نازك مي شود. مسلما با گذشت زمان و انجام تحقيقات بيشتر و كاملتر , موارد استفاده از اين نوع بتن متنوع تر و كاربرد آن نيز رايج تر خواهد شد.

استفاده و كاربرد بتن اليافي در ايران

بر اساس مطالب ياد شده بتن اليافي با مزاياي ويژه خود مي تواند كاربردهاي وسيعي داشته باشد , ليكن جهت به كار گيري آن در ايران لازم است كه دو نكته اساسي در نظر باشد.

مورد اول :

لازم است كه حداقل مقاومتي براى بتن در كليه سازه هاي بتني اعمال شود , كه اين خود در كيفيت بتن , بدون واردكردن هيچ گونه اليافي نقش موثر دارد. بدين معني كه بايد اول كيفيت بتن بدون الياف را ارتقا دهيم .

مورد دوم :

نظر به اينكه بايد از پديده «گلوله شدن» در بتن اليافي جلوگيري به عمل ايد , لذا لازم است نحوه صحيح مخلوط كردن الياف با بتن و همچنين استفاده از روان سازها جهت افزايش كارايى فراهم ايد . لازم است به اين صنعت نو پا با كاربردهاي فراوان , توجه بيشتري معطوف شود و الياف مختلف اعم از مصنوعي (مانند الياف پلي پروپيلن) و فولادي , به شكل مطلوب و با كيفيت مناسب ساخته شوند. سرمايه گذاري جهت ساخت الياف و اينكه صنعت پتروشيمي به ساخت الياف پلي پروپيلن و صنعت فولاد به ساخت الياف فولادي مبادرت ورزند, ميتواند راه گشا باشد .

جوشكاري مقاومتي در ميكرو اتصال ها ( Micro Resistance Welding )

همانطور كه مي دانيد جوشكاري مقاومتي استفاده وسيعي در صنعت به خاطر تميز بودن و سهولت انجام كار دارد و امروزه گستره استفاده از آن به ميكرو اتصال ها و اتصالات بسيار كوچك نيز رسيده است . در جوشكاري مقاومتي به وسيله عبور جريان بالا از اتصال ( همراه با اعمال فشار ) و ذوب شدن فلزات در نقطه اتصال جوش شكل مي گيرد .

اين نوع جوشكاري از لحاظ اصول شكل گيري جوش مانند جوشكاري مقاومتي معمولي است ( مانند نقطه جوش Spot Welding ). قطعات روي الكترود مسي پايين قرار گرفته و الكترود بالايي همراه با اعمال فشار به قطعات رسيده و با اعمال جريان بالا و ذوب شدن در نقطه اتصال جوش شكل مي گيرد (شکل 3) . تفاوت اين نوع جوشكاري با جوشكاري مقاومتي ساده در اين است كه در اين نوع جوشكاري به خاطر دقت بالاي مورد نياز، كنترل فرآيند مشكل است و ديگر اينكه لايه اكسيد ايجاد شده به خاطر كوچك بودن منطقه جوش درصد قابل توجهي از جوش را تشكيل مي دهد .

حياتي ترين قسمت اين فرايند جريان در نقطه تماس مي باشد . در جوش مفاومتي معمولي جريان توسط يك دكمه وصل و سپس طي مدت معيني قطع مي شود تا جوش شكل بگيرد ولي در اين نوع جوشكاري جريان به يكباره وصل نشده بلكه ابتدا يك جريان كم به اتصال اعمال شده و بعد از مدت معيني به آرامي جريان زياد ميشود ، بعد از نگه داشتن در مدت معيني دوباره به آرامي كم مي شود يعني جريان به صورت يك پروفيل اعمال مي شود و دستگاه تغذيه بايد توانايي ايجاد اين پروفيل جريان را داشته باشد . اين امر به خاطر شكستن لايه هاي اكسيد و كم كردن آن در فلز جوش انجام مي شود . براي آگاهي از پروفيل جريان و بهترين شكل آن براي فلزات مختلف به مقالات تخصصي كه در اين زمينه تهيه شده مراجعه كنيد .

كاربرد اين نوع جوشكاري بيشتر در صنايع الكترونيك ، ساخت اتومبيل ، هوا فضا و ساخت تجهيزات پزشكي مي باشد . از جمله كاربرد هاي آن در در صنايع الكترونيك مي توان به اتصال سريع يك سيم به يك سيم ديگر يا قطعه ديگر اشاره نمود مانند ساخت سنسورها ، باتري ها و سلول هاي خورشيدي . استفاده آن در صنعت اتومبيل ايجاد جوش و اتصال در مونتاژهاي سبك مانند سنسورها ، سيستم اير بگ و كنترل جرقه است . در صنعت پزشكي از اين نوع جوشكاري در ساخت وسايلي مانند ابزارهاي جراحي و سمعك ها استفاده مي شود .

جوشكاري مقاومتي ميكرو اتصال ها يا Micro Resistance Welding يك روش مقرون به صرفه براي قطعات كوچك است كه بسيار سريع بوده ( در حد كسري از ثانيه ) ،و بسيار تميز است و قيمت هر اتصال در آن به خاطر مصرف جريان برق ناچيز و استفاده از تجهيزاتي كه خيلي گران نيستند بسيار پايين است . با توجه به مزاياي فوق استفاده از اين روش به سرعت گسترش خواهد يافت .

        

 

           

 

بتن عبور دهنده نور ، لایتراکان

ایتراکان ،Litracon Light Transmiting Concrete  ، بتن عبور دهنده نور، امروزه به عنوان یک متریال ساختمانی جدید با قابلیت استفاده بالا مطرح است. این متریال ترکیبی از فیبر های نوری و ذرات بتن است و می تواند به عنوان بلوک ها و یا پانل های پیش ساخته ساختمانی مورد استفاده قرار گیرد. فیبر ها بخاطر اندازه کوچکشان با بتن مخلوط شده و ترکیبی از یک متریال دانه بندی شده را تشکیل می دهند. به این ترتیب نتیجه کار صرفا ترکیب دو متریال شیشه و بتن نیست، بلکه یک متریال جدید سوم که از لحاظ ساختار درونی و همچنین سطوح بیرونی کامل همگن است، به دست می آید.

فیبر های شیشه باعث نفوذ نور به داخل بلوک ها می شوند. جالب تریت حالت این پدیده نمایش سایه ها در وجه مقابل ضلع نور خورده است. همچنین رنگ نوری که از پشت این بتن دیده می شود ثابت است به عنوان مثال اگر نور سبز به پشت بلوک بتابد در جلوی آن سایه ها سبز دیده می شوند. هزاران فیبر شیشه ای نوری به صورت موازی کنار هم بین دو وجه اصلی بلوک بتنی قرار می گیرند. نسبت فیبر ها بسیار کم و حدود 4 درصد کل میزان بلوک ها است. علاوه بر این فیبر ها بخاطر اندازه کوچکشان با بتن مخلوط شده و تبدیل به یک جزء ساختاری می شوند بنابر این سطح بیرونی بتن همگن و یکنواخت باقی می ماند. در تئوری، ساختار یک دیوار ساخته شده با بتن عبور دهنده نور، می تواند تا چند متر ضخامت داشته باشد زیرا فیبر ها تا 20متر بدون از دست دادن نور عمل می کنند و در دیواری با این ضخامت باز هم عبور نور وجود دارد.

ساختارهای باربر هم می‌توانند از این بلوک‌ها ساخته شوند. زیرا فیبر های شیشه ای هیچ تاثیر منفی روی مقاومت بتن ندارند. بلوکها می توانند در اندازه ها ی متنوع و با عایق حرارتی خاص نصب شده روی آنها تولید شوند.

این متریال در سال 2001 توسط یک معمار مجار به نام «آرون لاسونسزی» اختراع شد و به ثبت رسید. این معمار زمانیکه در سن 27 سالگی در کالج سلطنتی هنر های زیبای استکهلم مشغول به تحصیل بود این ایده را بیان کرد و در سال 2004 شرکت خود را با نام لایتراکان تاسیس کرد و با توجه به نیاز و تمایل جامعه امروز به استفاده از مصالح جدید ساختمانی، از سال 2006 با شرکت های بزرگ صنعتی به توافق رسیده و تولید انبوه آن به زودی آغاز خواهد شد.

 

• موارد کاربرد

دیوار: به عنوان متداول ترین حالت ممکن این بلوک می تواند در ساختن دیوارها مورد استفاده قرار گیرد. به این ترتیب هر دو سمت و همچنین ضخامت این متریال جدید قابل مشاهده خواهد بود. بنابر این سنگینی و استحکام بتن به عنوان ماده اصلی « لایتراکان» محسوس تر می شود و در عین حال کنتراست بین نور و ماده شدید تر می شود. این متریال می تواند برای دیوارهای داخلی و خارجی مورد استفاده قرار گیرد و استحکام سطح در این مورد بسیار مهم است. اگر نور خورشید به ساختار این دیوار می تابد قرار گیری غربی یا شرقی توصیه می شود تا اشعه آفتاب در حال طلوع یا غروب با زاویه کم به فیبر های نوری برسد و شدت عبور نور بیشتر شود. بخاطر استحکام زیاد این ماده می توان از آن برای ساختن دیوار های باربر هم استفاده کرد. در صورت نیاز، مصلح کردن این متریال نیز ممکن است همچنین انواع دارای عایق حرارتی آن نیز در دست تولید است.

پوشش کف: یکی از جذاب ترین کاربرد ها، استفاده از «لایتراکان» در پوشش کف ها و درخشش آن از پایین است. در طول روز این یک کفپوش از جنس بتن معمولی به نظر می رسد و در هنگام غروب آفتاب بلوک های کف در رنگهای منعکس شده از نور غروب شروع به درخشش می کنند.

طراحی داخلی: همچنین از این نوع بتن عبور دهنده نور می توان برای روکش دیوار ها در طراحی داخلی استفاده کرد به صورتی که از پشت نور پردازی شده باشند و می توان از نور های رنگی متنوع برای ایجاد حس فضایی مورد نظر استفاده کرد.

کاربرد در هنر: بتن ترانسپارانت برای مدتها به عنوان یک آرزو برای معماران و طراحان مطرح بود و با تولید لایتراکان این آرزو به تحقق پیوست. کنتراست موجود در پشت متریال تجربه شگفت آوری را برای مدت طولانی در ذهن بیننده ایجاد می کند. در واقع با نوعی برخورد سورئالیستی محتوای درون در ارتباط با محیط پیرامون قرار می گیرد و به این ترتیب بسیاری از هنرمندان تمایل به استفاده از این متریال در کارهای خود دارند. به طور کلی با پیشرفت های تکنولوژیکی و ارائه خلاقیت طراحان و مجسمه سازان با ابزار های مختلف، پتانسیل و قابلیت بتن توسط هنرمندان گوناگون در تمام جهان مورد استفاده قرار گرفته است.

• بلوکها

مصلح کردن بلوک بتنی عبور دهنده نور: در صورت نیاز به مصلح کردن این بتن شیار هایی در داخل آن تعبیه می شوند. در حین ساختن دیوارها میلگرد ها بصورت عمودی یا افقی در این شیار ها قرار می گیرند و فیبر های اپتیکی بخاطر خاصیت انعطاف پذیری خود در اطراف میلگردها جمع می شوند و به این ترتیب میلگرد ها دیده نمی شوند. از این روش بصورت موفقیت آمیزی در چند پروژه و طراحی نمایشگاه استفاده شده است.

رنگها و بافت ها: با توجه به رنگ خاکستری متداول بتن معمولی، لایتراکان دارای رنگهای متنوعی است و بافت سطوح بیرونی آن نیز می تواند متنوع باشد، به گونه ای که بلوکهای متنوع در کنار هم قرار گیرند و یک ساختار واحد را به وجود آورند.

توزیع فیبرها: اندازه و ترتیب فیبر ها در هر بلوکی می تواند متفاوت باشد و این ترتیب قرار گیری می تواند کاملا منظم یا کاملا ارگانیک مانند مقطع چوب باشد.

مشخصات تکنیکی:

ترکیبات:بتن و فیبر اپتیکی، میزان فیبر حد اکثر 5درصد کل بلوک، عبور 3درصد نور تابیده از هر 4 درصد کل فیبر موجود، چگالی 2400-2100 کیلوگرم بر سانتیمتر مکعب، مقاومت فشاری49 نیوتن بر میلی متر مربع در بد ترین حالت و 56نیوتن بر میلی متر مربع در بهترین حالت، مقاومت خمشی معادل 7/7 نیوتن بر میلی متر مربع.

اندازه بلوکها: ضخامتmm500-25 ، عرض حداکثرmm600 ، ارتفاع حد اکثرmm300.

لامپ لایترا کیوبLitracub Lamp

یکی از محصولات موفق لایترا کان در زمینه طراحی، لامپ لایترا کیوب است که در آن بلوکها با قرار گیری روی هم مکعبی را تشکیل می دهند که منبع نور در داخل آن قرار دارد و نور با عبور از بتن به بیرون ساطع می شود.

به این ترتیب این ماده جدید می تواند در عرصه های مختلف طراحی و همچنین در ایجاد فضاهای پویا و انعطاف پذیر داخلی بسیار مورد استفاده قرار گیرد.

نقش رنگ در معماری

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیرمتقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا  تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگیفام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه  می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان     می دهند .

در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند

درخشندگی، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) . معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی   ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد .

پرمایگی (اشباع)، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

دیوارها و پیش زمینه های روشن رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.

پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ و سایز متوسط در مبلمان و پنجره هائی با سایز بزرگ شاهد آن خواهیم شد که رنگ انها با یکدیگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تأثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد ثبات از بین خواهد رفت و تلویحاً نوعی تکان بصری ایجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم. هر ترکیب بندی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور ، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، صحنه ها را مخدوش میکنند و همچنین،بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است.

ملحقات تیره از این رو چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده میشوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات واثاثیه ها را نظم دهید تا هادی دید وکیفیت بصری روان باشند .

رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه میکند,رنگها ایده آغازین وثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.نور اولین پدیده در جهان است از طریق رنگها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار میسازد.

همچنین کلمه و آوای آن,شکل و رنگ اش,رگه های اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما تصویری اندک از آن داریم.همانطور که صدا,رنگ , جلا به لفظ می بخشد,همینطور هم رنگ بطور طبیعی به فرم شکل خاصی میدهد.ماهیت اصلی رنگ طنینی از تصورات خیالی است و در این حالت رنگ موسیقی است.زمانی که اندیشه مفهوم, قاعده مندی,لمس رنگ و طلسم آن,شکسته است انگاه در دستان خود جز جسم بی روح چیز دیگری نداریم.

رنگ های نارنجی و آبی,رنگ های مکمل هستند و مخلوط این رنگها,رنگ خاکستری بوجود می آورد.وقتی ناظر در این مکان قرار میگیرد,نورهای متفاوتی دریافت خواهد کرد که این نورها متناوباً با نارنجی و آبی است و دیوارها این رنگها را با زوایای دائماً متغیرانعکاس میدهد.این تاثیر متقابل احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.

رنگها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت.هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار آمیز استفاده میکردند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی آورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصری بلکه از جنبه های روان شناسی و روان شناختی نیز باید بررسی شوند.

سطوح رنگ باید شکل,وسعت و حدود خود را از خود رنگ و نوسان شدت آن (رنگ)کسب کند نه اینکه با خطوط از پیش معین شده باشد.

همچنین,شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند.

یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.

مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.

مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.

دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکندو حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.

تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند,تاثیرات آن دو چندان خواهد بود.

طراحی داخلی (Interior Design)

طراحی داخلی (Interior Design) که به عنوان یک حرفه، یک هنر و یک صنعت در دنیا شناخته شده، بهینه سازی فضاهای داخلی ساختمان ها به منظورانجام فعالیت های روزمره یعنی زندگی و کار است.

 بخش اعظم عمر ما در فضاهای داخلی بناها سپری می شود. این فضاها محیطی را ایجاد می کنند که پاسخ گوی نیازهای اساسی ما نظیر نیاز به سرپناه  بوده و بسیاری از فعالیت های ما در آن صورت می گیرد. همچنین آنچه به یک بنا روح می بخشد، فضای داخلی آن است. بنابراین  می توان گفت کیفیت فضای داخلی از یک طرف تأثیر مستقیمی بر نحوه انجام فعالیت های ما در آن دارد و از طرف دیگر نگرش، احوال و شخصیت ما را تحت تأثیر قرار می دهد. براین اساس، هدف طراحی داخلی، بهبود عملکرد فیزیکی و روانی فضا برای راحت سازی زندگی در آن است. فضای معماری بدون طراحی داخلی یا اصلاً قابل استفاده نیست و یا در صورت قابل استفاده بودن، کارآیی لازم و بهینه را نخواهد داشت.

 طراحی داخلی زندگی همه آحاد جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد و تأثیرات آن در زندگی به وضوح قابل مشاهده است. از این رو موضوع طراحی داخلی به هیچ وجه محدود به اقشار مرفه و خانه­های اعیانی نیست. طراحی داخلی می تواند برای کل جامعه و طبقات کم درآمد هم مفید باشد. اگر قناعت را اصل اساسی امروز جامعه بدانیم و قصد داشته باشیم امکان زندگی راحت را در فضای 40 یا 60 متری پارتمانها فراهم کنیم، طراحی داخلی یک ضرورت گریزناپذیر خواهد بود. طراحی داخلی مي تواند به ما نشان دهد که در این فضای کوچک چطور و با چه وسایلی باید زندگی کنیم.

از آنجا که طراحی داخلی در ارتباط مستقیم با ویژگی های روحی ـ روانی  انسان قرار دارد، بایستی برای نیل به یک طرح مطلوب، ویژگی های رفتارهای  انسانی در فضاهای داخلی زیستی اعم از عمومی و خصوصی، در طراحی به دقت مورد توجه قرار گیرد. از این رو طراح به هنگام طراحی فضای داخلی با دومقوله سروکار دارد: کاربرد آن فضا، و احساس و تأثیری که می­خواهد آن فضا بر استفاده کننده داشته باشد.

طراحی داخلی طیف گوناگونی از عناصر و مؤلفه ها از قبیل فرم، نور، رنگ، بافت، کف، سقف، دیوار، عناصر کارکردی و تزیینی و مبلمان را در برمی گیرد. این عناصر ابزارهای کار طراح هستند که همگی باید بطورهماهنگ و متناسب در یک طرح مرتبط و خوشایند قرار گیرند.

طراحی داخلی که در حد واسط میان معماری و طراحی قرار می گیرد، به همان میزان که شامل جنبه­های کاربردی، ساختاری و فنی می شود، طراحی تجسمی و جنبه های بصری و زیبایی شناسانه را نیز در بر دارد. از این رو طراحی داخلی اغلب در ردیف هنرهای تجسمی به حساب آمده است و برای موفقیت در آن، بایستی تا حد نسبتاً زیادی با عناصر و اصول طراحی تجسمی و مبادی سواد بصری آشنا بود.

 طراحی داخلی مجموعه دانش " فن و هنری است که با عناصر متعلقه و مرتبطش از قبیل فرم رنگ بافت و .... سعی در بهینه سازی فضاها و دست یابی به کارائی و کار کرد مناسب  درکنار  زیبائی " معانی و معناها میباشد.طراحی داخلی با ایجاد مجموعه ای از بایدها و نبایدها  "کثرت ها و کاستی ها "و قرار دادن فرم در برابر فرم و فضا " طبیعت در برابر هندسه  ( معماری ارگانیک ) " داخل در برابر خارج  و همچنین قدرت و منطق مردانه از یک سو   و احساسات زنانه از سوی دیگر (که در اوج وجود به تفاهم رسیده اند )می کوشد ارتباط معنائی و فرمال ( fomal )را مفهوم بخشد .در واقع طراحی داخلی به وسیله این ترکیب  می خواهد به اهداف مورده نظر خود در طراحی فضا دست یابد.

در طراحی داخلی با ایجاد ضرب و آهنگ در هندسه می توان احساسات انسانی را بیدار ساخت در تمامی ابعاد نفوذ کرد و حرکتهائی غیر از حرکتهای عمودی و افقی ایجاد کرد.

ما در معماری با فرکانس های نوری که طول و عرض و ارتفاع را تعریف می کنند، سروکار داریم و موقعی که این سه به موجزترین شکل واقع شود، شما احساس زیبایی می کنید .     

مجموعه ای از اشکال هندسی، که به صورت مجرد و بی هیچ واسطه ای در فضایی دو بعدی تعین یافته اند. تناسبات، ابعاد، غلظت، تونالیته رنگ های استفاده شده و تحریکات حسی موجود در هر اثر ، بیانگر هماهنگی دقیق در اجزاء است.                      

انسان به واسطه گرافيك محيطي در کنار طراحی داخلی با محيط پيرامون خود سخن مي گويد ، و با ديگران ارتباط برقرار  مي كند.  طراحی داخلی در ايجاد  فضايي مطلوب و دلنشين براي افراد جامعه  نقش موثردارد.

محيط مناسب  يعني فضايي كه بشر در آن بتواند فارغ از  فشارهاي ناخواسته رواني  رشد كرده و شكوفا شود و اين از خواسته هاي عقلاني و منطقي  هر جامعه است. گرافيك " محيط زيبايي بصري و نظم  و هماهنگي مطلوب  فضا است.

مقصود از  تمام طرح هاي گرافيكي براي  محيط  داخلي و خارجي  ايجاد  فضايي براي زندگي  پر نشاط و سالم و قانع  كننده است.

مشخص كردن يك مكان از مكاني ديگر ، زيبا سازي  ، نظم و انسجام  بخشيدن به فضاي و گسترش حيطه فعاليت طراحی داخلی، از  اهداف گرافيك محيطي  به شمار مي رود